سلام . بعد از حدود 13 ماه دوباره اومدم .من از برج 10 سال
98 رفتم سربازی و الان تقریبا 9 ماه هستش که سربازم وقتی متن های قبلی رو خوندم فهمیدم زمان چقدر زود میگذره . دو تا پست اخرم مربوط به شهریور 98 و
میخواستم با تنهایی کنار بیایم، دلم با تنهایی کنار نیامدرفت تنهایی و جایش را به یک عشق
آسمانی دادشکست شیشه غمهایم و پر شد از شادی روزگارمنه در رویاهایم تو را سوار بر اسب سفید میبینم نه مثل پرند
من هستم و یک عشقپاک
در قلبم …وقتی تو باشی زندگی برایم زیباست عاشقی برایم با معناستوقتی تو باشی قلبم بی آرزوستای تنها آرزوی من در لحظههای تنهاییوقتی تو عزیز دلم باشی، همدمم باشی، سر پناهم باشی،طلوع